اسطوره ی نوروز |
منبع:وب سایت نوروز پس دوباره متولد شوید به همراه طبیعت!
راستی اینم خود شیرینی گوگل http://www.pendar.net/photo/p639.jpg |
نظرات ()"به نام او ..."
نوشته: آبجی پریسا. . . .
تا حالا شده این سوال واستون پیش بیاد که زندگی یعنی چی؟؟؟؟
هر کی یه برداشتی از زندگی داره … یکی می گه زندگی خیلی خوبه … یکی
می گه ازش بریدم … یکی می گه خوب و بدش واسم فرقی نداره … مهم اینه
که می گذره … یکی می گه …
خود من توی این چند روز خیلی دلم گرفته بود ... خیلی به زندگی فکرکردم همش با خودم می گم که . . .
ای کاش زندگی مثل یه بوم نقاشی بود… پاک و بی آلایش … و تو همیشه رنگ های رویاهات رو مهمون اون می کردی ولی هیچ وقت به رنگ سیاه این اجازه رو نمی دادی تا مهمون بومت بشه… شاید خیلی هاتون بگید که سیاه هم رنگ قشنگیه… خودم هم اینو می دونم و رنگ سیاه رو هم خیلی دوست دارم ولی فکر نمی کنم که کسی بخواد زندگیش رنگ سیاهی به خودش بگیره… شایدم بگید که اگه این سیاهی نباشه پس چه طوری می شه روشنایی رو فهمید ؟؟؟ نمی دونم ... واقعا نمی دونم ...
گاهی وقتا با خودم می گم ای کاش زندگی مثل یک جاده ای بود که وقتی پاتو توش می ذاشتی و در انتها به یه چند راهی می رسیدی و یکیشونو انتخاب می کردی ، ترس از راه ناشناخته ای که پیش رو داری ، با امید به اینکه امکان برگشت به عقب وامتحان کردن راه های دیگه هم وجود داره ، قدم هایت رو سست نمی کرد ...
ای کاش زندگی مثل یه صندوقچه ای بود که تو هر چیز خوب و قشنگی رو که می دیدی، می ذاشتی توش و بدی ها رو ازش دور می کردی ...
ای کاش زندگی مثل یه فیلم بود تا تو هر جاییش رو که دوست نداشتی ببینی میتونستی بذاریش رو دور تند تا برسه به اون جایی که دوست داری ... اون وقت همون یه تیکه رو تا هر موقعی که می خواستی تکرارش می کردی ... تا هر موقع که می خواستی ...
ای کاش زندگی مثل یه دفتری بود تا هروقت به خاطر یه غفلت یکی از صفحاتش رو سیاه می کردی، می تونستی اون ورق رو از دفترت جدا کنی و بندازیش دور و سراغ یه صفحه ی تازه بری واز نو شروع کنی … البته یه جورایی اگه اون ورق سیاه از دفتر زندگی جدا نشه بهتره ... نه ؟؟؟ چون اگه جدا بشه فراموش می شه ... یعنی بهتر بود می گفتم اون صفحه را ورق می زدی ... چون اون برگه ی سیاه شده تمامی اشتباهات ما و ناکامی های ماست و گاهی اوقات که یه بادی می زنه و ورقه های قبلی رو بهمون نشون می ده با دیدن صفحه سیاه عبرت بگیریم و دیگه تکرارش نکنیم ...
ای کاش زندگی مثل عقربه های ساعت، گذرش در دستان تو بود ... ومی تونستی اونو به جلو و عقب بکشونی، می تونستی یه جاهایی جلوی حرکتش رو بگیری تا از لحظاتت استفاده ی کامل رو بکنی ... اون وقت دیگه جمله ی"چه زود دیر می شود" بی معنی می شد ...
ای کاش زندگی مثل یه باغی بود… یه باغی با هزاران هزار در ... که تو می تونستی از هر دری که دوست داشتی وارد باغ بشی و تا هر موقع که دلت میخواست توش بچرخی و بگردی ... یه باغی پر از گلهای رنگارنگ… تا هر موقع از هر گلی خوشت می اومد، می ایستادی و اون گل رو تا هر وقتی که دلت میخواست می بوئیدی و از هر گلی که بدت می اومد، می تونستی اونو از شاخه جدا کنی و پر پرش کنی تا دیگه نبینیش(که البته بازم پرپر شدن اون گل کار اشتباهیه) ... و وقتی احساس میکردی که دیگه وقت رفتنه، از هر دری که دوست داشتی خارج می شدی ...
ای کاش زندگی یه دریای بیکران بود ... یه دریایی که هم آروم بود و هم طوفانی ... که طوفانش چیزی نبود جز خنده های زندگی ...
ای کاش زندگی نت های موسیقی بود تا هر وقت از آهنگش خسته می شدی، می تونستی اونو تغییر بدی و هر وقت که از آهنگش خوشت می اومد، اون رو تکرارش می کردی تا جایی که ازش خسته بشی و دلت رو بزنه…
ای کاش زندگی به سپیدی دانه های برف، به زلالی آب روان، به زیبایی گل سرخ، به سبکی پر، و به آسانی و سادگی املایش بود ....
ای کاش زندگی خالی از هر گونه دورویی و ریا بود ....
......
......
ولی نه.... زندگی هیچ یک از اینها نیست…
زندگی، رویا نیست ... زندگی قصه ی رسیدن نیست، قصه ی بودن نیست، زندگی قصه نیست ...
زندگی یک واقعیت پر معناست که باید آن را تجربه کرد و به آن رسید و حتی از آن عبور کرد.
زندگی یعنی تمام آن چه که هست، پس باید که باشد ...
و در آخر:
زندگی یک اجبار است... و لاجرم باید با آن ساخت ….
"خداحافظ"
نظرات ()¤در این زمانه ی بی هایوهوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست
*به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتن به پای هرز علف های باغ کال پرست
#رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال یاد آر برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
*
¤
*
#
*

فرستاده شده از نسیم سحر دوست جونم!
نظرات ()
مهدي طوسي از وب سایت golagha

عکس از آقای فواد علوی
سارا جونم تفلدت خیلی مبــــــــــــــــــــــارک

نظرات ()«یاهـــو»
اصولا ایرانی ها باهوش هستند اگه شک دارید
متن زیر رو بخوانید تا باور کنید!
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس
می رفتند.
در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها
سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری
با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها
سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد
و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد
و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند
تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند،
سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند.
یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت:
صبر کن تا نشانت بدهم.سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک
توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد
از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا! 
نظرات ()سلام دوست جونام!
خوفید ؟خوشید ؟سلامتید؟
خواستم یه کم جمله انرژی بخش براتون بزارم تا شارژ بشید توپـــــــــــول!
سعی کند خواسته ها و آرزوهاتون رو به زبان بیارید! اصولا می گن: هر آنچه به گفتار
در آید, به رفتار در می آید! یعنی هر چه به زبان آورید,همان می شود! حتی قدیمی ها هم به
این راز آگاه بودند و هر وقت کسی حرف منفی می زد ,می گفتند «نفوس بد نزن».پس هر روز
صبح بعد از اینکه از خواب پا می شید,تمام اتفاقاتی رو که می خواین براتون اتفاق بیافته ,آرام به
زبان بیارید و برنامه روزانه و خواسته هاتون رو با خودتون بگید و به قول معروف به قدرت معجزه گر
کلام اعتقاد داشته باشید!
شاید یکی دوبار بر عکس بشه چون برای خودم هم اتفاق افتاده دارم می گم ولی بازم بگید تا
روش کم بشه وهمون طوری بشه که می خواین.البته جالبیش این هست که وقتی منفی
می فکری زود اتفاق می افته
پس از همین حالا شروع کنید یعنی شروع کنیم!من همیشه چون برام برعکس می شد برعکس
می فکریدم که درست بشه ولی بعضی اوقات ضایع می شدم
....ولی از امروز ...نه از همین
الان بیاین این طوری بفکریم!
باشه؟!

نظرات ()